01.logo nveshtar

برای رفتن روی صحنه چقدر باید پول هزینه کرد؟

📚تحلیل هفته: رابطه موسیقی و پول!!

📌برای روی صحنه نواختن چقدر باید هزینه کرد؟

📝 “موسیقی شغل نیست، عشق است”. حتماً این جمله را از زبان بسیاری از موزیسین‌های کشور شنیده‌اید. هر کسی هم که این جمله را ‌می‌گوید، اطمینان کنید که به آن باور دارد چون آدم‌هایی برای کسب درآمد می‌توانند راه‌های سریع‌تر و بهتری را به جای فعالیت در عرصه موسیقی انتخاب کنند.
هر موزیسینی که وارد این حرفه می‌شود، از آینده مسیر خود مطمئن نیست و اصلاً نمی‌داند که می‌تواند در این حرفه موفق شود و کسب درآمد کند یا نه. بنابراین در وهله اول این عشق است که موزیسین را به سمت دنیای پر رمز و راز موسیقی می‌کشاند و انگیزه اقتصادی، آخرین اولویت موزیسین‌های عاشق است؛ ولیکن این هنر برای بقای خود به اقتصاد نیاز دارد و اقتصاد را نمی‌شود از موسیقی جدا دانست.

▫️تصور عموم مردم نسبت به هنرمندان و به خصوص فعالان حوزه موسیقی این است که همه آن‌ها از درآمد و امکانات بسیار بالایی برخوردارند و هیچ‌وقت در مضیقه اقتصادی قرار نمی‌گیرند اما شاید واقعیت اتفاق بسیار متفاوت از تصور جامعه است. این تصور ممکن است در خصوص تعدادی از آن‌ها درست باشد ولی وقتی پای سخنان اکثریت موزیسین‌های ایرانی بنشینید، متوجه می‌شوید که وضعیت اقتصاد موسیقی چندان مناسب نیست و اکثریت موزیسین‌ها به سختی از این هنر ارتزاق می‌کنند.

▫️شاید نگاه عموم جامعه بیشتر به خوانندگان و گروه‌هایی است که در سالن میلاد، برج میلاد و تالار وحدت کنسرت می‌گذارند اما واقعیت این است که همه موسیقی ایران به این خوانندگان و گروه‌ها خلاصه نمی‌شود. تعداد گروه‌ها و خوانندگانی که توانایی پر کردن سالن‌های بزرگ شهر تهران را دارند، در مقابل تعداد کل فعالان حوزه موسیقی ناچیز است و همه این‌ها را نباید به یک چشم دید.
باید این‌طور فکر کرد که اگر بعضی از خوانندگان در طول یک ماه چند سانس اجرا را در سالن میلاد روی صحنه می‌برند، خوانندگان، گروه‌ها و ارکسترهایی هم وجود دارند که در طول سال فقط دو-سه مرتبه فرصت اجرا پیدا می‌کنند و بعضی از آن‌ها نه تنها از اجرای‌شان به درآمد آنچنانی نمی‌رسند، بلکه از جیب خودشان هزینه می‌کنند تا بتوانند روی صحنه بروند و موسیقی بنوازند.

▫️این روزها ضبط یک قطعه ساده موسیقی در استودیوها نیازمند هزینه میلیونی است و اگر موزیسین‌های دغدغه‌مند بخواهند یک اثر موسیقایی ارکسترال ضبط کنند، این هزینه حتی تا چند میلیون نیز افزایش پیدا می‌کند. ضبط یک آلبوم هم از ۵ تا ۱۰۰ میلیون تومان می‌تواند هزینه بردارد و به این‌ها باید هزینه‌های جانبی را نیز اضافه کرد.
در بازار فعلی موسیقی ایران فقط چند خواننده و گروه مشخص هستند که می‌توانند پیش از تولید آلبوم با تهیه‌کنندگان و اسپانسرها قرارداد ببندند و هزینه تهیه آلبوم را از تهیه‌کننده و اسپانسر بگیرند. فروش آلبوم این موزیسین‌ها تضمین شده است و به همین خاطر آن‌ها دغدغه مالی برای انتشار آلبوم‌شان ندارد.

اما مگر تعداد چنین موزیسین‌هایی چند نفر است و چند درصد از سهم بازار موسیقی را به خود اختصاص می‌دهند؟ بقیه موزیسین‌های کشور به سختی تهیه‌کننده پیدا می‌کنند و درآمد ناشی از انتشار آلبوم‌شان هم نمی‌تواند هزینه تولید آلبوم را پوشش بدهد. در مورد کنسرت هم همین اتفاق می‌افتد و بسیاری از موزیسین‌هایی که موسیقی خاص تولید و اجرا می‌کنند، کمترین سودی از برگزاری یک کنسرت به دست نمی‌آورند و همه درآمد آن‌ها هزینه اجاره سالن و تبلیغات می‌شود.

▫️در میان فعالان حوزه موسیقی، وضعیت اقتصاد و درآمد ترانه‌سرایان و نوازندگان به مراتب از وضعیت خوانندگان، آهنگسازها و تنظیم‌کننده‌ها نامناسب‌تر است. قیمت ترانه‌ها مابین ۲۰۰ هزار تومان تا ۵-۶ میلیون تومان است اما فقط برخی از ترانه‌سرایان و ترانه‌های مطرح آن‌ها به قیمت‌های بالا فروش می‌رود و قیمت بقیه ترانه‌ها به مراتب‌ پایین‌تر است. یک ترانه‌سرا حتی اگر در طول سال ۱۰-۱۵ ترانه خود را هم به آهنگسازها و خوانندگان بسپارد، باز هم در طول یک سال درآمد قابل توجهی به دست نمی‌آورد و روی این کار به عنوان منبع ارتزاق نمی‌تواند حساب کند.

▫️وضعیت نوازندگان کشور هم به همین شکل است. نوازندگانی که در ارکسترهای سمفونیک و فیلارمونیک نوازندگی می‌کنند، ماهانه یک حقوق ثابت می‌گیرند که این حقوق کفاف بسیاری از مخارج آن‌ها را نمی‌دهد و حتی نمی‌تواند هزینه ابتیاع یک ساز با کیفیت را هم پوشش بدهد.
مشکل دیگری که بسیاری از نوازندگان مطرح ارکسترهای کشور دارند این است که آن‌ها به محض این‌که در یک اثر استودیویی پاپ نوازندگی می‌کنند، مورد هجمه فعالان حوزه موسیقی کلاسیک قرار می‌گیرند و از طرفی، نوازندگان برخی از گروه‌ها اجازه نوازندگی در گروه‌های دیگر هم ندارند. این محدودیت‌ها باعث می‌شود نوازندگان ایرانی نتوانند به خوبی از موسیقی ارتزاق کنند.

▫️موسیقی از معدود هنرهایی است که روی پای خودش ایستاده و بدون کمک دولت به کار خودش ادامه می‌دهد. در تولید یک آلبوم موسیقی یا برگزاری یک کنسرت، نه تنها هیچ سوبسیدی از سوی دولت‌ به گروه‌های اجراکننده داده نمی‌شود، بلکه این گروه‌ها لزوماً باید هزینه هنگفتی را برای مالیات و اجاره سالن‌های دولتی بپردازند. این وضعیت شاید برای برخی از موزیسین‌ها چیزی را تغییر ندهد اما قطعاً گروه‌هایی که موسیقی خاص تولید می‌کنند را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد.
بسیاری از موسیقی‌ها از جمله موسیقی‌های کلاسیک و سمفونیک و یا موسیقی‌های بومی نیازمند حمایت‌های دولتی هستند چون این موسیقی‌ها به خودی خود نمی‌تواند از پس مخارج‌شان بر بیایند اما در ایران شرایط برای همه یکسان است و به همان اندازه از یک گروه موسیقی نواحی و کلاسیک هزینه اجازه سالن گرفته می‌شود که از خوانندگان پر فروش پاپ نیز گرفته می‌شود، در حالی‌که وضعیت درآمدزایی این دو با یکدیگر قابل قیاس نیست. تفاوت درآمدزایی گروه‌های موسیقی پاپ با گروه‌های موسیقی کلاسیک و بومی و یا گروه‌هایی که موسیقی خاص تولید می‌کنند نشان می‌دهد که لازم است دولت به برخی از این گروه‌ها کمک‌های بیشتری کند. بهترین کمکی که دولت می‌تواند به این گروه‌ها انجام بدهد هم این است که مالیات و هزینه کمتری از آن‌ها برای اجاره سالن‌های دولتی بگیرد تا این‌ گروه‌ها بتوانند راحت‌تر به روی صحنه بروند.

▫️مشکلی که در حوزه موسیقی وجود دارد و باعث می‌شود به جز عده‌ای اقلیت پرفروش، سایر فعالان این حوزه دچار مشکلات مالی شوند این است که هنر موسیقی به عنوان یک شغل به حساب نمی‌آید. در شرایط فعلی که به خاطر پیشرفت تکنولوژی و فراگیر شدن دنیای اینترنت، در بازار موسیقی ایران نقض کپی رایت صورت می‌گیرد، لازم است هنر موسیقی و بسیاری دیگر از مشاغل هنری به عنوان شغل هنری معرفی شوند و تعریف مشخصی در قانون درباره این حیطه‌های هنری ایجاد شود. تا زمانی که وزارت کار و امور اجتماعی یک موزیسین را به عنوان یک آدم شاغل در نظر نگیرند، طبیعی است که هنرمندان فعال در حوزه موسیقی نتوانند از این حرفه ارتزاق کنند و به سراغ مشاغل دوم بروند.

در سال‌های اخیر بسیاری از موزیسین‌های کشور از این مسأله که درگیر شغل دوم شده‌اند، گلایه می‌کنند و خیلی‌ها هم دچار این وضعیت هستند اما دوست ندارند آن را بیان کنند. طبیعتاً هیچکس دوست ندارد یک هنرمند را مشغول انجام حرفه‌های دیگر ببیند و همه می‌خواهند هنرمندان در وجهه هنری خودشان باقی بمانند. شاید اگر در وزارت کار و امور اجتماعی، خوانندگی، آهنگسازی، ترانه‌سرایی و تنظیم موسیقی به عنوان مشاغل هنری تعریف شوند و وضعیت ارتزاق هنرمندان حوزه موسیقی مشخص شود، این افراد با فراغ بال بیشتری دست به خلق هنری بزنند و موسیقی کشور با پیشرفت بیشتری مواجه شود اما صد حیف که فعلاً به جز برخی از موزیسین‌ها که در اقلیت هستند، مابقی این هنرمندان برای آن‌که تفکرات و ایده‌های موسیقایی خود را به منصه ظهور و بروز برسانند، با محدودیت‌های مالی مواجهند و بسیاری از آن‌ها از این اتفاق دچار سرخوردگی شده و موسیقی را کنار گذاشته‌اند.

*نویسنده: مینا آتشی
*منبع: هنر آنلاین
http://www.honaronline.ir/fa/tiny/news-105478

*با ذکر منبع از متن استفاده کنید

01.logo nveshtar

اوضاع نا به سامان تدریس موسیقی در ایران

📚تحلیل هفته: تدریس موسیقی

📌اوضاع نابه سامان تدریس موسیقی در ایران

📝 هر کدام از ما اگر بخواهیم در زمینه هنر فعالیتی (آماتور یا حرفه ای) داشته باشیم می بایست منابعی را بیاوریم و آن ها را در این راه صرف کنیم.
زمان(عمر)، پول، انرژی، فرصت های از دست رفته در زمینه های دیگر، از جمله منابعی هستند که هر فردی به میزانی که میخواهد در هنر پیشرفت کند، می بایست مصرف کند.

▫️حال سوال اینجاست عادلانه است که این منابع درچه راهی صرف شود؟
علاقه مندان به هنر این موارد را به میزان کم یا زیاد، مصرف می کنند تا بتوانند به هدفی که در هنرآموزی دارند برسند. پس بدیهی است این منابع (زمان،عمر هنرجو، پول، انرژی فکری و فیزیکی، فرصت های از دست رفته) می بایست در راه آموختن به هنرجو به کار گرفته شود.نکته مهمی که باید مد نظر باشد اینکه برای رسیدن به هدف، باید راه صحیحی نیز انتخاب شود و کسانی که به هنرآموزان درس می دهند می باید بر اساس اصول صحیح و منطقی اینکار را انجام دهند.

متاسفانه به دلیل عدم وجود سرپرست و نهادی که به صورت استاندارد در زمینه معرفی مدرسان موسیقی فعالیت کند، بارها دیده شده فردی که فقط ۵ سال!! نوازندگی کرده اقدام به تدریس ساز و آواز!!!! می کند. در زمینه آواز نیز وضع به همین منوال است و هر چه از مرکز ایران دورتر می شویم این مسایل بسیار بیشتر است.
شاید استدلال این افراد این باشد که ما حداقل اصول مقدماتی و آنچه که بلدیم را می توانیم به هنرجویان مبتدی منتقل کنیم و آن ها را برای دوره های عالی آماده کنیم. بارها از سوی اساتیدی که دوره های عالی سازی یا آوازی را تدریس می کنند اعلام شده که نحوه تدریس به هنرجویان اشتباه است ولی هیچ نهادی این گوشزد کردن و تجزیه و تحلیل چرایی این هشدار را، بررسی نمی کند چون به واقع موسیقی در ایران هیچ سرپرستی ندارد.

▫️سوال بعدی این نوشتار این است که اگر این استدلال که کسانی که چند سالی آواز یا ساز کار می کنند می توانند تجربیات خود را در قالب آموزگار به هنرجویان مبتدی منتقل کنند درست بود، پس چرا اساتید واقعی و بزرگ به نحوه تدریس غلط و اشتباه بارها و بارها اشاره کرده اند؟
اگر در رشته هایی مانند فوتبال دقت کنیم میبینیم مربیان دوره ها و مدرک ها و سطوح مختلفی دارند که به صورت مشخص و شفاف تمام فرآیندهای آن معلوم است.
امروزه جوری شده است که کافی است چند سالی ساز یا آواز کار کرده باشید و لباس شیکی بپوشید و خوش سخن هم باشید و به آموزشگاهی مراجعه کنید! (یا حتی آگهی دهید و در منزل خود تدریس کنید) و به ناگاه فردا شما استادی هستید که در جهت کسب درآمد زایی آموزشگاه و خودتان شهره شهر خواهید بود.

▫️سوال بعدی این است هنرجویی که بی خبر از همه جا به آموزشگاه هایی که هیچ نظارت علمی روی آن ها نیست مراجعه می کند چه اتفاقی رخ می دهد جز اینکه تمام آن منابعی که هنرجو در این راه آورده است برای تامین منافع دیگران صرف می شود. هنرجویانی که بعد از سال ها فعالیت انبوهی از اطلاعات غلط در ذهن آن هاست که از نظر زمانی و اصلاح ذهنی هرگز قابل جبران نخواهد بود.

اصلی وجود دارد که بر اساس آن، واقعیات همیشه بر اساس رویدادهایی که در طول زمان اتفاق افتاده تعریف می شود و نه بر اساس آرزوها و خیالاتی که عملی نشده است. بر این اساس عاشقان هنر باید بدانند نه از متولیان حکومتی و نه از کسانی که نهادهای خصوصی را راه اندازی کردند و خود را با رانت متولی موسیقی معرفی کردند هیچ امیدی نباید داشت و می بایست طرحی نو در اندازیم.
پیشنهاد می شود بزرگان موسیقی، به صورت خودجوش در این زمینه فعالیت را آغاز کنند، و می توان با تامین مواردی مانند:
برگزاری دوره های فشرده تربیت معلم برای کسانی که می خواهند معلم آواز شوند،
سطح بندی معلم های آواز بر اساس موارد مشخص،
نظارت علمی بر روند فعالیت آموزگاران آموزشگاه ها،
نظارت و فراهم کردن روند تدریس از مجاری قانونی(آموزشگاه)،

سر و سامانی ابتدایی به وضع تدریس در موسیقی داد.

نوشته: بیدل
*با ذکر منبع از متن استفاده کنید

01.logo nveshtar

مسیر غیر شفاف پیشرفت در آواز ایرانی

📚تحلیل هفته: مسیر پیشرفت در آواز ایران

📌مسیر غیر شفاف پیشرفت در آواز ایران

📝اگر از هر هنرجو یا استاد آواز اصیل در ایران بپرسید چگونه می توانم به سطح یک اجرایی در کشور برسم، جواب شفافی به شما نخواهد داد. البته ما پیش فرض را بر این گذاشتیم که شما فرد توانمندی در این عرصه هستید.
بزارید کمی این جمله را باز کنیم: ” مسیر پیشرفت در زمینه آواز، غیر شفاف است” .

فرض کنید شما کلاس اول ابتدایی هستید، و از والدین خود می پرسید چگونه می توانم دکتر شوم؟ چگونه می توانم مهندس شوم؟ به احتمال زیاد جوابی که می شنوید این است که شما بعد از ثبت نام در مدرسه و گذراندن دوران ابتدایی و متوسطه برای کنکور امتحان خواهید داد و سپس وارد دانشگاه می شوید. بعد از گذراندن دوران دانشگاه، به مکان هایی که به شغل شما نیاز دارند (کارخانه، اداره و… ) مراجعه می کنید و مشغول به کار می شوید.
این مثالی از وجود مسیری شفاف در پیش روی کسی است که میخواهد تحصیل کند و شاغل شود و در ذهن شما کاملا نقش می بندند که چه مسیر رسمی را به صورت کلی برای پیشرفت می توانید بروید.

حال برگردیم به موسیقی! شما از استاد خود می پرسید چگونه می توانم خواننده ای شوم که در سطح یک کشور اجرا کنم؟ شما با طرح این سوال پاسخ های غیر رسمی و متفاوتی خواهید شنید: قبل از انقلاب در یک مهمانی، صدای ما را شنیدند و ما را معرفی کردند؛ استادم من را معرفی کرد؛ صدای من را شنیدند و خودشان با من تماس گرفتند؛ چند آلبوم موسیقی تولید کردم و صدای من شنیده شد؛ به واسطه آشنا به آهنگساز فیلمی معرفی شدم و تیتراژ آن فیلم را خواندم و… . احتمال زیاد این ها جواب هایی است که در پاسخ به سوالتان خواهید شنید.
تمام این جواب ها یک وجه مشترک دارد و آن هم غیر رسمی بودن و اتفاقی بودن تمام این راه ها است. بگذریم از اینکه تمام این راه ها معضلات و مشکلات بسیار بزرگی را ایجاد خواهد کرد که واکاوی این مشکلات موضوع این نوشتار نیست.

حال با طرح سوالی، از زاویه ای دیگر به این مسیر غیر شفاف نگاه میکنیم: اگر بخواهید کنسرت برگزار کنید چه شخص یا شرکتی اسپانسر شما برای برگزاری کنسرت می شود و باید به کجا مراجعه کنید؟
اگر بخواهید از صدای شما در صدا و سیما استفاده شود، باید چه اقدامی کنید؟

این ها نقاط مبهم و غیر شفاف و البته بسیار مهمی است که هر کدام از ما با آن مواجه خواهیم بود و هیچ جواب رسمی و واضحی برای آن وجود ندارد.
البته این موضوع فقط مربوط به زمان بعد از انقلاب نیست. قبل از انقلاب نیز این موضوع مورد توجه قرار نگرفته بود و اکثرا می شنویم استادهای بزرگ ما بر حسب تصادف و بیشتر در مهمانی ها کشف می شدند و همانطور که می دانیم مهمانی مسیر و کانال رسمی و صحیحی برای پیشرفت نخواهد بود!!

اگر بخواهیم مسیر پیشرفت برای کسی که آواز می خواند را ترسیم کنیم، چه کسی باید اینکار را انجام دهد و به صورت قانونی کند؟ به نظر می رسد، متولیان فرهنگی کشور که در زمان حاضر وزارت فرهنگ و ارشاد است، می بایست مدیریت نیروی انسانی که در زمینه هنرآواز فعالیت می کند را به عهده گیرد. مدیریت به آن معنا که اقدام به شناسایی پتانسیل افراد محصل در زمینه آواز کند و با ایجاد منابع، نیروها را در مسیری صحیح و شفاف به سمت هدف، هدایت کند. ولی متاسفانه قبل و بعد از انقلاب چنین معضل مدیریتی وجود دارد و بیشتر هنرمندان و علاقه مندان به هنرآواز خوانی، برای استفاده ابزاری در زمینه های مختلف از جمله سیاسی مورد استفاده قرار گرفتند.

شاید اسماعیل خان مهرتاش تنها فردی بود که با تشکیل جامعه باربد در طول چند سال موفق شد سه مرحله اصلی یعنی استعدادیابی، آموزش و پرورش، و اجرا را تشکیل دهد و مسیری شفاف را پیش روی هنرآموزان این عرصه قرار دهد و همین الگو با رعایت نکات مهم و اساسی می تواند در سطح کلان کشور نیز مورد استفاده قرار گیرد. ولی متاسفانه قبل از انقلاب ارزش و اهمیت کار او توسط مسولین شناخته نشد.

اینکه چرا شیوه مدیریت و همچنین عدم مدیریت صحیح پتانسیل افرادی که در زمینه آوازخوانی فعالیت دارند و یا حتی هنرجو هستند، اینگونه بوده است، شاید جواب دراعتقادات، عدم قرارگیری افراد ذیصلاح در سکان مدیریت کشور، و غفلت در اهمیت طرح ریزی هدایتی برای مدیریت نیروی انسانی و تمایل به سو استفاده از این پتانسیل عظیم در جهت اهداف غیر هنری داشته باشد.

*نوشته: بیدل
*با ذکر منبع از متن استفاده کنید

01.logo nveshtar

فرهنگنامه موسیقی-دانگ ، گام کروماتیک

📝 گام کروماتیک: گامی که فقط از فواصل نیم پرده تشکیل و نوشته می شود.

▫️ گاه: پسوند گاه در ترکیباتی مثل دوگاه، سه گاه، چهارگاه، پنج گاه نشان دهنده موضع و محل قرار گرفتن انگشتان دست نوازنده بر دسته ساز و یا درجات یک گام است.

ابن زیله اصفهانی نخستین کسی است که این درجات را به جای این که به عربی بنویسد و بخواند نوشت: یگاه، دوگاه و… و مراد این بوده که اگر:
از “درجه اول” دایره فرضی موسیقی(که هفت درجه دارد) یک دانگ(۴ نت) استخراج می شد به آن “یگاه” می گفتند.
از “درجه دوم” دایره فرضی موسیقی(که هفت درجه دارد) یک دانگ(۴ نت) استخراج می شد به آن “دوگاه” می گفتند.
از “درجه سوم” دایره فرضی موسیقی(که هفت درجه دارد) یک دانگ(۴ نت) استخراج می شد به آن “سه گاه” می گفتند.

▫️دانگ: به‌طور سنتی در موسیقی، دانگ که به انگلیسی تتراکُرد (به انگلیسی: tetrachord) و به عربی «ذوالأربع» نامیده می‌شود، مجموعهٔ چهار نت متوالی است
که حاصل جمع سه فاصله میان آن‌ها برابر با پنج نیم‌پرده باشد. مثلاً چهار نت متوالی: دو، ر، می، فا و یا سل، لا، سی دو هر کدام یک دانگ هستند
و از همین رو گامی به اندازه یک اکتاو تقریباً معادل دو دانگ است.

*منبع: فرهنگنامه وجدانی، نگرشی نو طلایی
*با ذکر منبع از متن استفاده کنید

01.logo nveshtar

فرهنگنامه موسیقی – کما، گام ها، کله فریاد

📝کما: فیزیک دان ها فاصله پرده را به ۹ قسمت می کنند و هر یک از آن ها ( یک نهم پرده) را یک کما می گویند.

🔹کله فریاد
این لغت در بین چوپانان متداول است. “فریاد” هنگامی است که دو بیتی را نرم بخوانند و “کله فریاد” هنگامی است که به کله باد می دهند یعنی نفس به فریاد بالا می کنند و دوبیتی را می خوانند، چنان که سرخی خون بر پوست پیشانی و گونه داغی نشان می دهد.

🔹گام
هشت نت معین که به طور متصل به هم مربوط باشند تشکیل گام را می دهند. بدیهی است که نت هشتمی تکرار نت پایه(اولی) است، مشروط بر این که فرکانس آن دو برابر یا نصف نت اول باشد.
چون یونانی ها هفت نغمه داشتند که با حروف تهجی نوشته می شد و حرف هفتمی “گاما” بود، مجموع را گام نهادند.

🔹گام ابن سینا
از قدیم نزد ایرانیان دو فاصله ۴۶ و ۲۸ واحد وجود داشته است که در ساز “رباب” مورد استعمال بوده است و ابن سینا در صدد ترویج و اشاعه آن ها برآمده است. این دو بعد در گامی به نام “گام طبیعی” وجود دارد.

🔹گام طبیعی
گامی است که تمام فواصل آن از پرده و نیم پرده تشکیل شود. و گام طبیعی از توالی هشت نت طبیعی بوجود می آید.

*منبع: فرهنگنامه وجدانی
*با ذکر منبع از متن استفاده کنید.

01.logo nveshtar

فرهنگنامه موسیقی – موسیقی دانان ایران باستان

📝موسیقی دانان ایران باستان:

🔸باربَد
نامورترین موسیقی‌دان، شاعر، بربت نواز و خواننده دوران ساسانی در زمان پادشاهی خسرو پرویز است. درباره زندگی این هنرمند اطلاعات اندک و افسانه آمیزی در کتاب‌های فارسی و عربی آمده است. منابع کهن‌تر او را اهل مرو دانسته‌اند ولی منابع تازه‌تر زادگاه او را جهرم یاد کرده‌اند. او دستگاه موسیقی نوینی به نام سرود خسروانی خلق کرد که به خسرو پرویز تقدیم نموده بود. باربد در انطباق با تقویم ساسانیان برای هر روزی از روزهای هفته نواهایی ساخته بود وهمچنین آهنگ‌هایی مشتق از این دستگاه هفتگانه برای هر سی روز ماه که به نام سی لحن باربدی نام‌دار است. و نیز ۳۶۰ نغمه به تعداد روزهای سال، معروف به داستان. هنوز هم میراث او در نام‌های گوشه‌های دستگاه‌های موسیقی ایرانی امروزی بر جای مانده است.

🔸نکیسا (نام‌های دیگر: نگیسا یا سگیسا)
موسیقی‌دان، رامشی، چنگ‌نواز و خوانندهٔ عهد ساسانی است

🔸سرکِش (نام دیگر: سرکِس)
رامشگر، خواننده و آهنگ ‌ساز نام‌دار دوران ساسانی و دربار خسرو پرویز است. پژوهشگران بر این باورند که او رامشی آرامی‌ با نام سرجیوس بوده که با گذشت زمان به سرگش و سپس به سرکش تبدیل گردیده‌است. کریستنسن مینویسد: مشهورترین موسیقی دانان و آهنگ سازان دربار خسرو دوم (پرویز) سرکش و باربدبوده اند.

🔸رامتین
از موسیقیدانان به نام ایران در دوران ساسانیان و هم عصر دیگر موسیقی دانانی چون باربد و نکیسا ست، او را واضع چنگ و استاد در نواختن این ساز می‌دانند و برخی وی را همان رامین عاشق ویس می‌شناسند. رامتین واژه‌ای فارسی به معنای آرامش بخش می‌باشد.

🔸بامشاد
نوازنده و موسیقی‎دان دوره خسروپرویز دوم ساسانی است که او را چون باربد کم مانند دانسته‌اند. بامشاد از آن گویند که بامداد چنان می‌نواخت و می‌خواند که همه کس را شاد می‌کرد.

🔸دیگر موسیقی دانان:
کوسان، آفرین، خارکش

▫️پانویس:
میرزا عبدالله: بسیار تأسف انگیز است که از نغمات و سرود های زمان پیش، در عصر حاضر مااثری باقی نمانده است و آن همه لطایف قیمتی چنان در پرده فراموشی متواری شده اند که علامت وجود آنها نیز محو و نابود است. مثلا از گنج کاروان، شادروان مروارید، اورنگ، مشک دانه، تار نوروز، راه شبدیز، نوش باده، نیم روز، بانگ سبزه، که از الحان سی گانه باربد موسیقی دان بوده و حضرت اجل شیخ نظامی در صفت باربد همه آن ها را شرح داده اند، امروز نشانه ای در عالم موسیقی ایرانی یافت نمی شود.
پر دور نرویم و به قرن های گذشته رجوع نکنیم. شاید آوازهای پنجاه سال قبل هم در خاطر ما محفوظ نباشد.(سرگذشت موسیقی/روح الله خالقی)

*با ذکر منبع، از متن استفاده کنید

01.logo nveshtar

فرهنگنامه موسیقی- کروماتیک,سنتور کروماتیک، آکورد،اورتور

📝 کروماتیک: ریشه لغوی کروماتیک به کلمه ای یونانی به نام کروما (chroma) برمی گردد که در واقع معنای کالر (color) یا رنگ را تداعی میکند.

🔹گام کروماتیک:
گامی متشکل از دوازده نت که در فاصله ای نیم پرده از یکدیگر قرار دارند. در واقع علت آنکه گام کروماتیک انبوهی از” رنگها و آواها” را در خود جای می دهد این نامگذاری چندان هم دور از ذهن نیست.

🔹سنتور کروماتیک:
این نوع سنتور به منظور استفاده ارکستر برای اولین بار در سال ۱۳۳۷ به سفارش حسین دهلوی توسط ابراهیم قنبری مهر ساخته شد. سنتور کروماتیک تا حدی صداهای کروماتیک را می تواند تولید کند. این سنتور با اضافه کردن یک ردیف خرک بین خرک های سیم زرد و سفد تا حدودی اصوات مورد نیاز را تامین می کند. سنتور کروماتیک دارای همان میدان صدای سنتورهای معمولی می‌باشد ولی با خرک‌های بیشتر (۳۰ خرک) و همین طور دارا بودن تمامی اصوات کروماتیک که کاربرد آن‌ها بیشتر در ارکسترها است.

🔹آکورد
در موسیقی به معنی ترکیبی از چند نت است که به طور همزمان شنیده می‌شوند.

🔹اورتور
اُورتور قطعه‌ای سازی است که به عنوان مقدمه برای اپرا، باله و سایر آثار دراماتیک یا به عنوان یک قطعه مستقل اجرا می‌شود و معمولاً شامل نغمه‌های اصلی آن اثر است. در موسیقی ایرانی، از اواخر دوره قاجاریه، برای اولین بار توسط درویش خان مقدمه‌ای به نام “پیش درآمد” ایجاد شده که قبل از در آمد اجرا می‌شود.

01.logo nveshtar

نحوه صحیح ابراز علاقه به بزرگان موسیقی

📚ابراز علاقه به بزرگان موسیقی

📌 نحوه صحیح ابراز علاقه به بزرگان موسیقی

📝خسرو آواز!، پهلوان آواز!، پدر آواز!، جناب حضرت استاد!، حنجره طلا!، سلطان موسیقی!، شاه ماهی موسیقی!، سلطان قلب ها!، سلطان مشکی! خدای آواز! …
عبارات بالا نمونه ای از القابی است که ما ایرانی ها به هنرمندان مورد علاقه خود می دهیم.
در این نوشتار، نحوه شکل گیری این عبارات را ریشه یابی می کنیم و در مورد اینکه “آیا واقعا این القاب تاثیر مثبتی بر روند فعالیت موسیقی ما می گذارد؟” سخن خواهیم گفت، در آخر نیز پیشنهاداتی در این زمینه ارایه می کنیم.

▫️ما ایرانیان در طول تاریخ، عادت کرده ایم نقش فردیت و خاص بودن را، به گروه و جمع اولویت بخشیم. به واقع امورات زندگی ما بیشتر از اینکه بر اساس برنامه ریزی و تلاش جمعی باشد، برمبنای کارهای انفرادی و خاص شکل است.
شاید همین روند باعث شده است همیشه به صورت ناخودآگاه دنبال بت ساختن و خاص کردن فرد مورد علاقه خود باشیم و او را برتر از دیگران کنیم. این تفکر وقتی به عمل تبدیل می شود، لغاتی چون “سلطان آواز”، “خسرو آواز”، “پدر آواز” و… را به دنبال خود دارد.
اگر بخواهیم منطقی نگاه کنیم، وقتی کسی را “سلطان آواز” خطاب می کنیم، معنایش این است که بقیه سطحی پایین تری دارند، چرا که اگر بقیه هم “سلطان آواز” باشند که دیگر سلطان بودن معنا ندارد!! پس در عمل ما خواننده مورد علاقه خود را برتر از دیگران می دانیم.
البته نباید از نقش رسانه ها و سیستم تبلیغات نیز غافل شد که آن ها نیز در جهت دهی این تفکر که بستر پذیرش آن در ذهن مردم وجود دارد، فعالیت دارند و هدفی جز کسب ثروت و یا اعتبار برای خود ندارند.

▫️سوال اساسی اینجاست: اگر خواننده مورد علاقه خود را “خسرو آواز” بنامیم، واقعا چه اتفاق مثبتی برای شخص او، هنر او و موسیقی ما رخ خواهد داد؟
در وادی هنر، بزرگان، درونیات خود را کشف می کنند و با علم هنر، آن را برای دیگران بیان می کند.
به واقع هر هنرمندی، گلی است از گلستان هنر. همه گل ها زیبا هستند، و هر کدام نقش و طرفداران خاص خود را دارند. این نگاه زیباتر است یا اینکه بگویم سلیقه ما برتر از بقیه سلیقه ها هست؟ کدام نگاه باعث هم افزایی و ظهور و آرامش می شود و کدام نگاه باعث بت زایی، هم زدایی و تخریب و تشنج می شود؟

▫️شاید این سوال برای خوانندگان مطرح شود که پس چگونه و از چه راهی علاقه و انرژی خود را نسبت به بزرگان موسیقی و کسانی که مورد علاقه ما هستند نشان دهیم؟
از دیدگاه روانشناسی، انرژی درونی انسان، اگر در راه صحیح هدایت نشود، به سمت کجی و خطا پیش خواهد رفت. پس باید تلاش کنیم علاقه و عشق خود را به بزرگان موسیقی در جهتی صحیح به کار گیریم. ما در زیر راهکارهایی ساده به دوستان پیشنهاد می دهیم تا بصورت عملی بتوانید حمایت مادی و معنوی از هنرمندان مورد علاقه خود داشته باشید. البته هر کدام از ما می تواند با خلاقیت و ابتکار راهکارهای دیگری نیز داشته باشد:

۱️⃣از طریق راه های ارتباطی در زمان های منظم با آن ها در ارتباط باشید. اینکه هر کدام از ما، ماهی یکبار به یکی از هنرمندانی که مورد علاقه ما هستند تلفن، ایمیل یا پیام بزنیم و احوال پرسی کوتاهی داشته باشیم، واقعا کار سختی نیست!

۲️⃣با استفاده از ابزارهای مختلف، سعی کنید مروج افکار و عقاید آن ها باشید، تا جنبه های مختلف آن ها را به سایر مردم نشان دهید.

۳️⃣همیشه با احترام از آن ها در مکان های خصوصی و عمومی یاد کنید و به تجربیات آن ها که حاصل عمری فعالیت در راه هنر بوده است احترام بگذارید. بیش از اینکه لقب “پدر آواز” برای موسیقیدانی با ارزش باشد، این موضوع ارزشمند است که مردم از او به احترام و بزرگی یاد کنند و در برابر او صداقت پیشه باشند.

۴️⃣محرم و رازدار زندگی خصوصی هنرمندان باشید. بعضی از افراد متاسفانه برای اینکه نشان دهند، چقدر به هنرمندی نزدیک هستند، اقدام به افشا زندگی خصوصی هنرمند مورد علاقه خود برای دیگران می کند تا از طریق تخریب آن هنرمند خود را بزرگ و دانای کل!! نشان دهند.

۵️⃣همانطور که هنرمندان احساس و هنر خود را به شما هدیه می دهند، شما نیز با رعایت قانون کپی رایت برای آثار هنرمندان، کمک مادی و معنوی خود را به آنان هدیه دهید.

۶️⃣رسانه ها می توانند به صورت دوره ای و منظم برنامه ای برای یادکردن از بزرگان موسیقی ایران زمین داشته باشند تا آن ها از یادها نروند. متاسفانه اولویت اکثر رسانه های ما پرداختن به مسایل هنرمندان بازاری و پر حاشیه است و کمتر برنامه مدون و روزانه برای هنرمندان اصیل ما دارند. آیا شما یادتان می آید آخرین مرتبه ای که خبری در مورد جناب ملک محمد مسعودی در رسانه ها خواندید چه تاریخی بوده است؟!!!

۷️⃣سعی کنیم در مراسم های مختلف، آن ها را دعوت کنیم و از آنان تجلیل مادی و معنوی کنیم.

۸️⃣روزهای تولد خواننده و نوازنده مورد علاقه خود را یادداشت کنیم و در آن روز با هدیه ای کوچک برای آن ها شگفتی ساز شویم!

۹️⃣در کنسرت ها، اجراها، نشست ها و برنامه های هنرمند مورد علاقه خود، شرکت کنیم.

⏺در پایان ویدیویی کوتاه از جناب گلپا که در همین رابطه است را به اشتراک می گذاریم.

پانویس:
اینکه به صورت تملق وار، به هنرمند مورد علاقه خود استاد،استاد و جناب حضرت استاد!! بگوییم زیباتر است یا اقدامی هر چند کوچک در عمل برای آن ها کنیم؟
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

یک نصیحت ز سر صدق، جهانی ارزد
مشنو ار در سخنم فایده دو جهانی نیست

سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست

*نوشته: بیدل
با ذکر منبع، از متن استفاده کنید

01.logo nveshtar

فرهنگنامه موسیقی – کلید در موسیقی

📝کلید در موسیقی:
کلید علامتی است که معرف نت ها است. کلید در طرف چپ حامل روی یکی از خطوط قرار می گیرد و کارش این است که اسم نتی را که در روی همان خط واقع شده معین کند. در موسیقی سه نوع کلید به نام های فا، دو، سل، وجود دارد.

▫️کلید فا:
معمولا روی خط چهارم (کلید باس) و سوم(کلید باریتون) حامل قرار می گیرد.
برای اصواتی که صدایشان بم است استفاده می شود.

▫️کلید سل:
روی خط دوم(کلید تریل) حامل قرار می گیرد.
برای اصواتی که صدایشان زیر است استفاده می شود.

▫️کلید دو:
روی خطوط اول (سپرانو)، دوم(مستو سپرانو) ، سوم (کلید آلتو) و چهارم (کلید تنور) قرار می گیرد.
برای اصواتی که صدایشان نه چندان بم و نه چندان زیر است استفاده می شود.

* منبع: فرهنگنامه وجدانی، ویکی پدیا، سایت نورامید
*با ذکر منبع از متن و عکس استفاده کنید

نمایش انواع کلید های موسیقی روی خطوط حامل

01.logo nveshtar

فرهنگنامه موسیقی – تفاوت پیش پرده خوانی و روحوضی

📖 تفاوت موسیقی پیش پرده خوانی و موسیقی روحوضی:

محمد منتشری: شما حتما باید گوش کنید تا فرق پیش‌پرده خوانی را با آوازخوانی متوجه شوید. مثلا موسیقی روحوضی در عروسی‌ها استفاده می‌شد و آهنگ و ملودی شان شکلی دیگر است. آن زمان خانه‌ها حوض داشتند و هنگام مراسم تخته چوبی روی حوض می‌انداختند و هنرمندان روی آنها می‌ایستادند و می‌خواندند، ولی پیش‌پرده خوانی در تئاتر استفاده می‌شد و درفاصله زمانی بین دوپرده تئاتر پیش‌پرده خوان می‌آمد روی سن می‌خواند تا حوصله تماشاچی سر نرود، چون فاصله هر پرده با پرده بعدی نیم ساعت طول می‌کشید. موسیقی‌ای که در زمان تعویض پرده‌ها و دکور اجرا می‌شد پیش‌پرده می‌نامیدند.