مسیر غیر شفاف پیشرفت در آواز ایرانی

📚تحلیل هفته: مسیر پیشرفت در آواز ایران

📌مسیر غیر شفاف پیشرفت در آواز ایران

📝اگر از هر هنرجو یا استاد آواز اصیل در ایران بپرسید چگونه می توانم به سطح یک اجرایی در کشور برسم، جواب شفافی به شما نخواهد داد. البته ما پیش فرض را بر این گذاشتیم که شما فرد توانمندی در این عرصه هستید.
بزارید کمی این جمله را باز کنیم: ” مسیر پیشرفت در زمینه آواز، غیر شفاف است” .

فرض کنید شما کلاس اول ابتدایی هستید، و از والدین خود می پرسید چگونه می توانم دکتر شوم؟ چگونه می توانم مهندس شوم؟ به احتمال زیاد جوابی که می شنوید این است که شما بعد از ثبت نام در مدرسه و گذراندن دوران ابتدایی و متوسطه برای کنکور امتحان خواهید داد و سپس وارد دانشگاه می شوید. بعد از گذراندن دوران دانشگاه، به مکان هایی که به شغل شما نیاز دارند (کارخانه، اداره و… ) مراجعه می کنید و مشغول به کار می شوید.
این مثالی از وجود مسیری شفاف در پیش روی کسی است که میخواهد تحصیل کند و شاغل شود و در ذهن شما کاملا نقش می بندند که چه مسیر رسمی را به صورت کلی برای پیشرفت می توانید بروید.

حال برگردیم به موسیقی! شما از استاد خود می پرسید چگونه می توانم خواننده ای شوم که در سطح یک کشور اجرا کنم؟ شما با طرح این سوال پاسخ های غیر رسمی و متفاوتی خواهید شنید: قبل از انقلاب در یک مهمانی، صدای ما را شنیدند و ما را معرفی کردند؛ استادم من را معرفی کرد؛ صدای من را شنیدند و خودشان با من تماس گرفتند؛ چند آلبوم موسیقی تولید کردم و صدای من شنیده شد؛ به واسطه آشنا به آهنگساز فیلمی معرفی شدم و تیتراژ آن فیلم را خواندم و… . احتمال زیاد این ها جواب هایی است که در پاسخ به سوالتان خواهید شنید.
تمام این جواب ها یک وجه مشترک دارد و آن هم غیر رسمی بودن و اتفاقی بودن تمام این راه ها است. بگذریم از اینکه تمام این راه ها معضلات و مشکلات بسیار بزرگی را ایجاد خواهد کرد که واکاوی این مشکلات موضوع این نوشتار نیست.

حال با طرح سوالی، از زاویه ای دیگر به این مسیر غیر شفاف نگاه میکنیم: اگر بخواهید کنسرت برگزار کنید چه شخص یا شرکتی اسپانسر شما برای برگزاری کنسرت می شود و باید به کجا مراجعه کنید؟
اگر بخواهید از صدای شما در صدا و سیما استفاده شود، باید چه اقدامی کنید؟

این ها نقاط مبهم و غیر شفاف و البته بسیار مهمی است که هر کدام از ما با آن مواجه خواهیم بود و هیچ جواب رسمی و واضحی برای آن وجود ندارد.
البته این موضوع فقط مربوط به زمان بعد از انقلاب نیست. قبل از انقلاب نیز این موضوع مورد توجه قرار نگرفته بود و اکثرا می شنویم استادهای بزرگ ما بر حسب تصادف و بیشتر در مهمانی ها کشف می شدند و همانطور که می دانیم مهمانی مسیر و کانال رسمی و صحیحی برای پیشرفت نخواهد بود!!

اگر بخواهیم مسیر پیشرفت برای کسی که آواز می خواند را ترسیم کنیم، چه کسی باید اینکار را انجام دهد و به صورت قانونی کند؟ به نظر می رسد، متولیان فرهنگی کشور که در زمان حاضر وزارت فرهنگ و ارشاد است، می بایست مدیریت نیروی انسانی که در زمینه هنرآواز فعالیت می کند را به عهده گیرد. مدیریت به آن معنا که اقدام به شناسایی پتانسیل افراد محصل در زمینه آواز کند و با ایجاد منابع، نیروها را در مسیری صحیح و شفاف به سمت هدف، هدایت کند. ولی متاسفانه قبل و بعد از انقلاب چنین معضل مدیریتی وجود دارد و بیشتر هنرمندان و علاقه مندان به هنرآواز خوانی، برای استفاده ابزاری در زمینه های مختلف از جمله سیاسی مورد استفاده قرار گرفتند.

شاید اسماعیل خان مهرتاش تنها فردی بود که با تشکیل جامعه باربد در طول چند سال موفق شد سه مرحله اصلی یعنی استعدادیابی، آموزش و پرورش، و اجرا را تشکیل دهد و مسیری شفاف را پیش روی هنرآموزان این عرصه قرار دهد و همین الگو با رعایت نکات مهم و اساسی می تواند در سطح کلان کشور نیز مورد استفاده قرار گیرد. ولی متاسفانه قبل از انقلاب ارزش و اهمیت کار او توسط مسولین شناخته نشد.

اینکه چرا شیوه مدیریت و همچنین عدم مدیریت صحیح پتانسیل افرادی که در زمینه آوازخوانی فعالیت دارند و یا حتی هنرجو هستند، اینگونه بوده است، شاید جواب دراعتقادات، عدم قرارگیری افراد ذیصلاح در سکان مدیریت کشور، و غفلت در اهمیت طرح ریزی هدایتی برای مدیریت نیروی انسانی و تمایل به سو استفاده از این پتانسیل عظیم در جهت اهداف غیر هنری داشته باشد.

*نوشته: بیدل
*با ذکر منبع از متن استفاده کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای جلوگیری از اسپم *