زندگی نامه استاد حسین قوامی – بخش دوم

توقف فعالیت ها (۱۳۳۱- ۱۳۳۷)

قوامی که در این ایام در ارتش وارد به خدمت شده بود به مقام افسری نائل شده به یکی از ماموریت های اداری از مرکز به شهرستان انتقال می یابد و ناگریز به مدت شش سال ( از سال ۱۳۳۱ تا سال۱۳۳۷) همکاری او با رادیو قطع می شود. در همین سال ها و در سال ۱۳۳۵ از طرف پیرنیا در رادیوی خیابان ارک ۱۵ خرداد فعلی یک مراسم تجلیل دیگر برای قوامی برگزار شد.

شروع کار در گلها۱۳۳۷- ۱۳۴۵
قوامی در سال ۱۳۳۷به دعوت مرحوم داوود پیرنیا بانی برنامه ی “گلها” که به دنبال صداهای خاص و بی‌مانند در موسیقی بود به برنامه گل‌ها رفت. او که شش سال در رادیو برنامه اجرا نکرده بود، ابتدا نپذیرفت، اما وقتی دانست چگونگی برنامه های موسیقی رادیو تغییراتی کرده و به خصوص برنامه ی گلها وضع آبرومندانه و فرهنگی دارد، و ارکستر بزرگ گلها را از نزدیک دید، با شرط موافقت ارتش پذیرفت. مرحوم پیرنیا هم با نفوذ و اعتباری که داشت این موافقت را کسب کرد، و چنین بود که استاد بین سالهای ۴۵- ۱۳۳۷ یکی از پرکارترین خوانندگان برنامه ی گلها بود.
در این رابطه همسر استاد می گوید: “به یاد دارم آقای قریشی (خواهرزاده استاد) که دارای پنجه‌ای گرم در ویولن هستند خیلی با قوامی دوست بودند و قوامی گاهی با ساز آقای قریشی در کمال راحتی قطعه‌هایی را اجرا می‌کرد. یادم هست آقای قریشی در سال‌های خدمت در رادیو با زنده‌یاد داوود پیرنیا مبتکر و مجری برنامه گلها در سال ۱۳۳۷ دوستی و سلام و علیک داشتند. روزی آقای پیرنیا از نسبت فامیلی قوامی با آقای قریشی مطلع می‌گردد و از او می‌خواهد استاد را با دعوت رسمی به رادیو همراهی و هدایت نماید سپس آقای قریشی، قوامی را برای رسانیدن به استودیو گلها همراهی کرد و دست‌های این دو بزرگوار را در دست هم گذاشت. همچنین طی سال‌های گذشته رادیو فرهنگ و رادیو جوان درخصوص قوامی تلفنی با آقای قریشی صحبت و گفتگو داشته‌اند و یادآوری می‌کنم تمامی کارهای قوامی در خصوص رفتن به تالارها و تجلیل از قوامی توسط ایشان نماینده خانواده است و اختیار تام دارد.”
در رابطه با اجراهای دو صدایی همسر استاد می گویند: “با چند نفر از خوانندگان در برنامه‌ی گل‌ها کارهای دوصدایی خواندند. البته تک‌تک می‌خواندند. مثلا یک بیت را قوامی می‌خوانده و در ادامه یکی از خوانندگان زن مقداری دیگر از تصنیف را می‌خواند. قوامی با پوران، مرضیه، پروین، الهه، عهدیه، رویا و خیلی از کسانی که به یاد نمی‌آورم اجرای دوصدایی داشته است. “
در سال ۱۳۳۷ از طرف کانون فرهنگیان برای قوامی برنامه ای تجلیلی گذاشتند و باز در همان سال ۱۳۳۷ در شیراز نیز تجلیلی به عمل آمد.
شاید به جرأت بتوان گفت شناخت قوامی از ترانه سرایی باعث می‌شد که از این خواننده یک بیت سست و بی‌پشتوانه ادبی شنیده نشود. او بسیار متین می‌خواند و جنس متفاوت صدای وی باعث می‌شد نظر پیرنیا به او جلب شود و از وی به عنوان خواننده اصلی برنامه گل‌ها آثار ماندگاری به یادگار بماند.
حسین قوامی را می‌توان یکی از نوابغ آواز و ترانه در تاریخ موسیقی ایران دانست. هنرمندی که در برنامه گل‌ها و گل‌های تازه، صدای بی‌نظیر او در کنار استادانی مانند عبدالوهاب شهیدی، ادیب خوانساری، اکبر گلپایگانی، محمودی خوانساری و همکاری در ارکسترمهدی خالدی آثار به یاد ماندنی را خلق کرد. او مجموعاً ۲۹ سال از سال ۱۳۲۵ تا سال ۱۳۵۴ در رادیو مشغول به کار بوده‌است.

دو اثر ناب در گلها
بدون تردید یکی از شاهکار‌های قوامی در برنامه گل‌های تازه شماره ۵۲ خلق شد که شعرهوشنگ ابتهاج (نخستین تصنیفی که این شاعر سروده بود) با ملودی زیبایی از زنده یاد همایون خرم که صدای فاخته‌ این شعر و ملودی را کامل کرد و اثر «سرگشته» یا «تو ای پری کجایی» خلق شد.
درباره این اثر همسر استاد می گوید:”همان روز که این تصنیف ساخته شد من در منزل نشسته بودم و آقای تجویدی، خانم آفت (خواننده)، مهین بزرگی (دوبلور)، خانم فخری نیکزاد و خانم روشنک (دکلمه‌گر) و اکبر گلپایگانی هم منزل ما بودند که قوامی با دسته گلی زیبا از بیرون آمد و گفت خانم رادیو را باز کن تا نیم ساعت دیگر، یک تصنیف جدید قرار است پخش شود که برای تو خوانده‌ام!
گوینده‌ی رادیو تصنیف «تو ای پری کجایی» را که با ارکستر بزرگ رادیو ملی ایران درست شده بود را معرفی کرد و بعد پخش شد. بله! قوامی این تصنیف را برای من خوانده بود.”
اثر به یاد ماندنی دیگر این هنرمند که سال‌ها در خاطرات باقی مانده است بازخوانی ترانه «جوانی» بود.آهنگسازی این اثر توسط حسین یاحقی و شعر نواب صفا صورت گرفت که برای نخستین بار توسط بهار غلامحسینی در برنامه گل‌ها خوانده شد که بازخوانی آن توسط قوامی بر محبوبیت این اثر زیبا افزود.

خاطره از روزهای اجرا

a5632052191113102a
روزی در استودیوی بزرگ رادیو مشغول اجرا بودیم که از رادیو پخش می شد من مشغول خواندن بودم که گلویم کمی گرفت. ارکستر داشت می نواخت و من ته اتاق گلویم را صاف می کردم و نتوانستم بقیه آن را ادامه دهم. سریع اشاره کردم به آقای امان الله رشیدی که پشت در ایستاده بود گفتم بقیه کار را شما بخوانید. فردای آن روز همه پرسیدند این صدای خودت بود یا دو نفر بودید می خواندید؟ چون صدای من با آقای رشیدی خیلی فرق می کرد که به همه توضیح دادم که جریان از این قرار بود
همچنین روزی به یکی از استودیوهای بزرگ و معروف در رادیو که الان میدان ۱۵ خرداد می گویند رفتیم، خانم مرضیه اولین ضبط آهنگشان بود که من به اتفاق همسرم، خانم روشنک گوینده، جلیل شهناز، غلامحسین بنان و چند نفر دیگر از نوازندگان بنام آن زمان در استودیو رادیو بودیم. شروع کار خانم مرضیه بود و هنوز آنطور که باید مسلط به خواندن باشند نبودند. ارکستر می زد یا از اول یا از دو بیت وسط به بعد خراب می خواندند. اقلاً ۳۰ بار خراب کردند. من و بنان او را راهنمایی می کردیم. آخر هم این ضبط انجام نشد و به روز دیگر موکول شد. روز بعد استاد روح الله خالقی هم حضور داشتند. آن روز هم ۴ مرتبه خراب خواندند ولی بعد از آن به طور عادی و عالی کارشان را شروع کردند.

تجلیل در سال ۱۳۴۰
در سال ۱۳۴۰ از طرف شورای موسیقی آذربایجان از قوامی و بنان تجلیل شد. به مناسبت بازنشستگی قوامی از طرف رادیو مجلس باشکوهی در سال ۱۳۴۰ در دفتر روزنامه کیهان برگزار شد و صحبت‌های روح الله خالقی در رابطه با ارزش شخصیت و صدای قوامی ایراد شد. زنده یاد روح ا… خالقی در سخنرانی‌ای که در سال۱۳۴۰ در تالار روزنامه کیهان درباره ارزش هنر و مقام هنری قوامی (فاخته‌ای) ایراد کرد چنین گفت: در سال‌های اخیر به عکس دوران‌های گذشته،کلمات هنر و هنرمند خیلی متداول شده و بر زبان مردم جاری گشته که این خود دلیل علاقه مردم به هنر و هنرمندان است ولی از طرف دیگر در استعمال کلمه هنرمند در اغلب موارد بسیار زیاده‌روی شده. چنانچه در مورد موسیقی هرکسی نغمه‌ای خوانده یا مضرابی و آرشه‌ای به سیم کشیده هنرمند نامیده شده است و چون اینجا یکی از بزرگترین مؤسسات مطبوعاتی کشور ماست مخصوصاً باید این نویسندگان مجلات موجب شده‌اند، چنانکه روزی نیست که در مجلات ما مطالب بسیار پیش‌پا افتاده درباره عده معدودی از اهل هنر نوشته نشود یا درباره کسانی که شایستگی کافی درباره هنر ندارند مباحث بی‌موضوع به میان می‌آید که هیچ ارتباطی با هنر ندارد. من تصور می‌کنم که از این پس بهتر است نویسندگان ارجمند مخصوصاً در این ایام که توجه مردم به هنرها جلب شده است دیگر کلمات هنر و هنرمند را در مورد خاصی آن به کاربرند و فی‌المثل یک طفل دبستانی را که در تلویزیون برای همسالان خود سرود می‌خواند هنرمند خطاب نکنند، زیرا نیل به مقام واقعی هنر کار بسیار دشواری است و از عهده همه کس برنمی‌آید. استعداد و کوشش و زحمت و کار مداوم و تحصیل و همت و پشتکار می‌خواهد و چون متاسفانه زندگانی هنرمند در کشور ما درست تامین نمی‌شود، کمتر کسی به دنبال کاری که این همه زحمت می‌خواهد و بی‌اجر می‌ماند می‌رود. به همین جهت هنرمندان واقعی کشور ما خیلی معدود و محدود هستند. ولی ما خوشبختانه امروز درباره یکی از هنرمندان به معنای صحیح کلمه در اینجا گفت‌وگویی داریم، این مجلس تشکیل شده است که ما از یکی از نخبه هنرمندان کشور خود تجلیل کنیم، او کسی نیست به جز استاد حسین قوامی…
حسین قوامی ازموسیقیدان های استاد ممتاز ما هستند که کسی نیست آواز دلنشین و دلربای ایشان را نشنیده باشد به راستی ایشان از گل‌های سرسبد برنامه گل‌های رادیو ملی ایران هستند. در پایان استاد روح ا… خالقی چنین گفتند قوامی دیگر تکرار نمی‌شود و هیچکس قوامی نمی‌تواند باشد.

فعالیت در تلویزیون

994025_663259970371132_856532807_n
قوامی در تلویزیون نیز فعالیت داشت و شاگردانی تعلیم داد، او خود گفته “در سالهای آغازین کار تلویزیون، کلاسی در ساختمان تلویزیون تاسیس شد و از بین گروهی داوطلب ۱۸ نفر برای تمرین آواز انتخاب شدند. حدود یک سال به همراهی استاد حنانه، زرین پنجه و استاد بهاری به تعلیم شاگردان پرداختیم و هر کدام از ما آموزش یکی از رشته های موسیقی را بر عهده داشتیم”

اجرای کنسرت در سال ۱۳۴۳
اولین برنامه خارجی قوامی به دعوت پادشاه افغانستان محمدظاهر شاه بود که به اتفاق گروه موسیقی بزرگ رادیو ملی ایران اردیبهشت ۱۳۴۳به آن کشور رفت و خانم پوران شاپوری هم همراه ما بودند و تعدادی از هنرمندان و موسیقیدان های برجسته خود افغانستان و کشورهای دیگر نیز در این مهمانی حضور داشتند. در ماه تیر ۱۳۴۳ سفری به کشورهای تاجیکستان و آذربایجان(باکو) داشتیم و برنامه اجرا کردند.

مصاحبه با قوامی سال ۱۳۴۵-۱۳۴۶
در این رابطه همسر قوامی می گوید: “با قوامی از طرف چند روزنامه معروف در سال ۱۳۴۵و ۱۳۴۶ مصاحبه شد. در این گفتگوها درباره ردیف‌های موسیقی اصیل ایرانی، نت‌های ایرانی و برنامه‌های که قرار بود اجرا شوند از ایشان پرسیده شد. تا آنجا که به یاد دارم، از روزنامه کیهان آقای حامی از تلویزیون ملی ایران و فریدون خادم رئیس اداره روابط عمومی مصاحبه مفصلی انجام دادند. مسعود فقیه خبرنگار روزنامه اطلاعات، در فرانسه از روزنامه فرانسوی لوموند و فیگارو همان سال ۱۳۴۵ که قوامی به پاریس دعوت شده بود و سه روزنامه آلمانی که آنها هم در همان تالار در پاریس حضور داشتند مصاحبه کردند. نام روزنامه‌ها بدین ترتیب است: بیلدتسایتونگ- دی ولت و فرانکفورتر آلگماینه زایتونگ.
قوامی در دو سفری که به کشور افغانستان داشت با روزنامه‌های این کشور گفتگو کرد. کابل تایمز به زبان انگلیسی و روزنامه انیس که ‌موسس آن آقایغلام محی‌الدین انیس بود و روزنامه به اسم خودش بود. همینطور روزنامه‌ها‌ی هندی، مصری و ایرلندی هم مصاحبه طولانی و خیلی مفصل با او داشتند. هیندوستن دینیک‌ دهلی-مادها پرادش و مومبای از روزنامه الأاهرام”روزنامه‌نگار، مورخ و مفسر مصری محمد حسنین هیکل بود. از روزنامه نیوز لتر و روزنامه بلفاست از ایرلند هم بودند و روزنامه‌نگاری به نام سیدمیرمحمد امیر عالم خان از تاجیکستان و مورخ و مفسر روزنامه بخارای شریف. روزنامه‌نگار دیگری به نام الکساندر لبدف از روزنامه ایندیپندنت از انگلیس هم با او مصاحبه داشت. استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سوربن؛ پرفسور بهرام بهاری هم در حضور قوامی و خبرنگاران فرانسوی و آلمانی به زبان فرانسه و فارسی سخن گفتند و گفتند اینها سرمایه‌های هر کشورند و چهره‌های ملی ایران که باید به آنها زیاد پرداخت.”

اجرای کنسرت ها در سال ۱۳۴۶
درسال ۱۳۴۶ وزارت فرهنگ و هنر سمیناری درباره موسیقی شرق برنامه ریزی کرد و از موسیقی دانانی که قرار شد در این سمینار شرکت کنند یکی آقای یهودی منوحیم ویولن نواز نامدار بود که با موسیقی شرق آشنا و گرایش زیادی به آن داشت و شایسته بود که ریاست این سمینار با ایشان باشد. به این مناسبت انجمن فیلارمونیک تهران یک برنامه موسیقی را که در آن قوامی، بهاری، حسین تهرانی و استاد فرهنگ شریف شرکت داشتند تنظیم کرد که در تالار دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به اجرا گذارده شد.
در این برنامه آقای یهودی منوحیم و همسر و پسرش و عده ای از سرشناسان و هنر شناسان حضور پیدا کردند پس از پایان کنسرت یکی از دوستان قوامی بنام آقای ادوارد ژوزف عضو موسسین و هیأت مدیره انجمن فیلارمونیک تهران که در این سمینار نقش و در آن شب در برنامه حضور داشتند قبل از اینکه آقای منوحیم و همسر و فرزند را به هتل برساند آقای منوحیم به ادوارد ژوزف می گوید “من تصور میکردم آواز ایرانی دارای ریتم نمی باشد ولی در برنامه قوامی متوجه شدم که این خواننده ریتم را در آواز رعایت میکند و به نوازندگانش توجه ندارد و حاکم برنامه است و درست موقعی که باید آواز را شروع کند، شروع میکند و همین امر باعث شد که متوجه شوم ریتم آواز ایرانی چهار ضربی است و تنها قوامی آن را رعایت می کند و گفت میدانی که من آواز بزرگترین آواز خوانان جهان را شنیده ام و آنها را با ساز همراهی کرده ام ولی باید بگویم که آقای قوامی از همه آنها بالاتر است و هیچ خواننده ای نه صدایی بدین ظرافت دارد و نه چنین آسان و روان میخواند و صدایش به نرمی و گرمی مخمل است” و سپس مطالب بالا را به قوامی می گوید و همانجا از آن گروه دعوت کرد که همگی به پاریس و آلمان بروند تا در تالار سازمان یونسکو برنامه اجرا کنند. برنامه ی او چنان مورد توجه مردم قرار گرفت که قوامی و یارانش را گلباران کردند.
منوحیم کتابی به نام “تارهای صوتی قوامی” در مورد قوامی منتشر می کند و در جمع دست قوامی را بالا میگیرد و بلند می گوید “مرد حنجره طلائی موسیقی ایران حسین فاخته ای” و آن کتاب را به قوامی هدیه می دهد.
سپس قوامی آهنگ پری کجائی را بدون موزیک و با تمامی احساس اجرا می کند که بسیاری از مهمان ها و از جمله خود یهودی منوحیم تحت تأثیر قرار گرفته و گریه می کند و بعد از‌ آن پری کجایی را با همراهی ارکستر و با موزیک میخواند. بعد هم آهنگ جوانی، شب جدائی، در کفت دارم دلی، و چند ترانه دیگر را … .بعد از اتمام برنامه تمامی هنرمندان حاضر در سالن ژان دومن یکی یکی به سوی قوامی می آیند و با شاخه های گل از ایشان و همراهان قدردانی می کنند. صدای دست زدن ها و هورا کشیدن های مهمان ها بسیار زیاد بود. بعد از مراسم تمامی گلهای اهدائی را به اتفاق یهودی منوحیم برای سربازهای گمنام که در جنگ جهانی کشته شده بودند می برند.
در همین سال به همراهی استادان جلیل شهناز و کسایی برنامه ای در سالن دانشکده ی ادبیات برای گروهی از بزرگان موسیقی جهان، اجرا کرد که بسیار جالب بود و در همین رابطه همسر استاد می گوید: ” او به کشورهای خارجی زیاد می‌رفت ولی از طرف شورای موسیقی کشورهای مختلف دعوت می‌شد. چند بار هم قوامی در برخی مراسم حضور داشت ولی من همراه او نبودم. ناگفته نماند که ما سفرهای خارج از کشور زیادی با یکدیگر رفته‌ایم. یکی از آنها به دعوت پادشاه افغانستان بود که تعدادی از موزیسین‌های ایرانی همراه قوامی بودند. خانم پوران شاپوری (خواننده) هم حضور داشت که هر دو در آن مراسم تصنیف‌هایی خواندند. مراسم دیگری هم در پاریس به دعوت سازمان یونسکو با حضور ویولن‌زن بزرگ منوحیم بود. من هم در آن مراسم حضور داشتم. در آن مراسم برای تجلیل از صدای قوامی کتابی که منوحیم براساس تارهای صوتی و شخصیت قوامی نوشته بود، به او اعطا شد.
هم از ایرانیان مقیم پاریس خیلی‌ها آمده بودند از جمله هوشنگ استوار (موسیقیدان و آهنگساز ایرانی مقیم فرانسه) و هم از فرانسوی‌ها استقبال فوق‌العاده‌ای از این مراسم شد. رئیس شورای شهر پاریس بعد از اجرای برنامه روی سن رفت و شخصا از قوامی دعوت کرد تا بازهم به پاریس سفر داشته باشد و برنامه‌های بیشتری اجرا کند. در پایان هم با نواختن تصنیف «تو ای پری کجایی» با ویولن و تقدیم شاخه‌های گل از طرف میهمانان به قوامی برنامه خاتمه یافت.”

ویژگی های شخصیتی و آوازی قوامی

7
قوامی همیشه موقر و بدور از سبکسری‌هایی بودند که حتی گاه دامن اصیل‌ترین خوانندگان هم‌دوره‌ای ایشان را می‌گرفت. قوامی نیز در این گروه بودند و هر چند خود می‌گفتند که در امر تقلید به ردیف بیشتر بی‌اعتنا هستند تا غیر آشنا اما اجراهای وی مبین میزان معلومات ایشان است، معلوماتی که ایشان در حد توانشان آنها را تا جایی که می‌توانستند شیرین و خوب ارائه می‌کردند. اما هیچ‌وقت ازحیطه موسیقی ملی خارج نشدند. هجاهای صوتی اضافه و کش دادن بعضی کلمات و تحریرهای خاص که نمونه‌هایش در بعضی خوانندگان ۳۰ سال اخیر به کرات دیده می‌شود در آواز قوامی هیچ‌گاه دیده نمی‌شد ایشان بیش از آنکه آگاهانه به این موضوع متوجه باشند به طور غریزی و حسی عمل می‌کردند و بسیار موفق هم بودند.
مکرر از استادانی چون جواد معروفی و جلیل شهناز شنیده‌ام که ما هنگام نوازندگی، ساز خودمان را با صدای زنده‌یاد استاد قوامی کوک می‌کردیم در حالی که با خوانندگان دیگر، برعکس این موضوع صادق بود.
قوامی، حال و هوای شعر و آهنگ را درک میکرد و همواره چنان می خواند که شاعر و آهنگ ساز را به شگفتی وامی داشت.
در این رابطه همسر قوامی می گوید: ” قوامی همیشه می‌گفت صدا باید تحریر داشته باشد. صدا یک ودیعه خدادادی است یعنی خواننده باید حنجره و صدای خاصی داشته باشد. من و قوامی از صدای بنان، شجریان، محمودی خوانساری و ایرج لذت می‌بردیم. این صدا‌ها ازنظر وسعت و تحریر بی‌همتایند. من همیشه گفتم در مراسمِ بعد از مرگم صدای قوامی و بنان را بگذارند.”
قوامی می گوید:”یک ترانه دو صدایی با شجریان در مجلسی که ایشان هم بودند خواندیم. آقای شجریان یا هر روز یا یک روز در میان منزل من بودند. با ایشان روزی ۵ ، ۶ ساعت در طبقه بالا کار می کردم و قسمت هایی را که ایشان نمی دانستند آموزش می دادم و سریع یاد می گرفتند.”

نظر قوامی در مورد خوانندگان خارجی
موسیقی اصیل ایرانی با موسیقی خارجی بسیار فرق دارد و موسیقی پاپ و کانتری هر کدام ملودی های بخصوص خود را دارند. از لحاظ صدا بین خوانندگان قدیمی تر می توانم از فرانک سیناترا، خولیو اِگلِسیاس، باربارا استرایسند، دمیس روسوس و خواننده لبنانی خانم فیروز نام ببرم که صدای این چند تن مورد تأئید من است و بسیار لذت می برم. جدیدی ها را زیاد نمی شناسم فقط دو تا هستند یکی خانم ویتنی هوستون و آن خواننده آلمانی بنام گروه مدرن تاکینگ و خواننده‌اش که موهای بلندی دارد و شبیه سرخ‌پوستان است به نام توماس اندرس را می پسندم.

رابطه قوامی با رهی و شاملو
با هر دو آنها زیاد نشست داشتم. رهی معیری که خدا رحمتش کند شاعری بسیار مسلط در کارش بود که شعرهای خوانند‌گان قدیم را بیشتر ایشان می‌سرود برای من هم تعدادی شعر سروده، ولی همکار و دوست عزیزم که امیدوارم سلامت باشند احمد شاملو با ایشان کار نکردم.

تصنیف خوان های خبره از دید قوامی
از جمله کسانی خواندن تصانیف خبره بودند غلامحسین بنان، اکبر گلپایگانی، عبدالوهاب شهیدی و حسین خواجه امیری( ایرج) هستند.

تولید دو آلبوم در سال ۱۳۶۶ و۱۳۶۷
در سال ۱۳۶۶ نواری با عنوان (آوای فاخته) با آهنگی از عماد رام و صدای قوامی با اشعار حافظ و نیما و سال ۱۳۶۷ نیز (بهار عاشقان) که شاهکاری از قوامی و همایون خرم است با اشعار مولانا منتشر شد که شگفتی آفرین است و بیانگر آنکه این هنرمند در مرز ۸۰ سالگی هم همان صدای گرم گیرا و دلنشین را داشت و چنین مردی هرگز نخواهد مرد.

مصاحبه با صدا و سیما ۱۳۶۷
همسر قوامی می گوید: “روزی در سال ۱۳۶۷ فردی به نام وحید رسولی که در شبکه یک مشغول به کار بود چندین بار به شخصی که خیاط بود و پارکینگ ما را اجاره کرده بود مراجعه می‌کند. روزی وحید رسولی پیش آن شخص خیاط می‌رود، آن فرد می‌گوید می‌شود با استاد صحبت کنید و وقتی بگیرید تا مصاحبه‌ای با ایشان انجام دهم. چون حرف شما را ممکن است بیشتر قبول کنند؟ که می‌گوید حال استاد برای مصاحبه زیاد مناسب نیست اما ما صحبت می‌کنیم. سپس من و آن شخص موضوع را با قوامی در میان گذاشتیم ولی قوامی به خاطر مساعد نبودن حالش آمادگی برای مصاحبه نداشت که با اصرار ما قوامی راضی به انجام مصاحبه شد. وحید رسولی با چند نفر از کارکنان شبکه یک به منزل‌مان آمدند. خیلی مصاحبه جالبی شد که بعد از فوت قوامی در شب چهلم از شبکه یک پخش شد که کلی استقبال هم شد.”
آخرین تجلیل از قوامی در سال ۱۳۶۷ با همت مسئولان وزارت ارشاد در تالار وحدت، رودکی سابق انجام شد که لوحی از طرف استاد عبادی به ایشان داده شد و دکترای موسیقی به قوامی تقدیم شد. اما قوامی به چیزهای دیگری غیر از تعارف و تحسین نیاز داشت، شاید ندانستند یا نخواستند بدانند.

ادامه مطالب در بخش سوم…کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای جلوگیری از اسپم *